ميرزا حسن حسينى فسايى

501

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

در روز چهاردهم همين محرم وارد اصفهان گرديد و روز پانزدهم در بارگاه سلطنتى اصفهان ، پادشاه افغان بار عام داده ، سلطان حسين و اركان دولت بر وى به سلطنت سلام دادند ، پس سلطان حسين را در يكى از عمارات سلطانى محبوس داشتند و مدت شش سال « 1 » در حبس بماند و آخر به دست افغانان از پاى درآمد و مدت سلطنت او بيست و نه سال و چيزى « 2 » بود و سلطنت سلاطين صفويه ، به او ختم شد و طهماسب ميرزاى پسرش شاهى نكرد ، بلكه نادر شاه به دست‌آويز او بنياد سلطنت خود را گذاشت « 3 » و وسعت مملكت شاه سلطان حسين از آب آمويه و قندهار تا سليمانيه كردستان و از حد داغستان و گرجستان تا كنار درياى عمان و جزيرهء بحرين بود و پنج نفر او را وزارت نمودند : شاه قلى خان پسر مرحوم شيخ على خان زنگنه ، مؤمن خان - ميرزا طاهر وحيد تخلص ، فتح على خان داغستانى پسر القاص ميرزا پسر ايلدرم خان ، محمد قلى خان - شاملو كه بدست افغان كشته گشت . [ وقايع فارس در روزگار طهماسب ثانى ] چون خبر گرفتارى سلطان حسين و فتح اصفهان به قزوين رسيد ، طهماسب ميرزا خود را پادشاه دانسته در آخر ماه محرم همين سال [ 1135 ] : خطبه و سكه قزوين را به نام او نمودند « 4 » و لفظ « آخر ماه محرم » « 5 » موافق تاريخ جلوس او گرديد و شاه محمود چون بر تخت سلطنت جلوس نمود ، فوجى از افاغنه را براى تسخير شيراز مأمور داشت كه ميرزا عبد الكريم درويش شيرازى مطلع شد و به مناسبت درويشى كه شاه محمود خود را از طريقه سير و سلوك بهره‌مند مىدانست و دست توسل به ميرزا عبد الكريم داده بود ، محمود را از انفاذ سپاه به جانب فارس منع فرمود كه شيراز خاك اولياست و گاهى از ولى حق خالى نگشته ، مردمى فقير درويش‌منش دارد ، چند نفرى از سپاهى در خدمت حاكمى عاقل روانه شيراز داريد كه تمامت مردم در اطاعت او خواهند شد و ميرزا عبد الكريم نوشتجاتى به اهالى شيراز نوشته و از وخامت مخالفت تهديد « 6 » نموده ، به امينى مخصوص داده ، روانه شيراز نمود ، پس شاه محمود بر مشاورت جناب ميرزا عبد الكريم ، آقا خان و امام قلى خان شاملو را به ايالت مملكت فارس و حكومت لارستان تعيين كرده ، با چند - نفر از نوكر و سپاهى روانه شيراز داشت و رقمى نگاشت كه برحسب استدعاى جناب ميرزا - عبد الكريم شيرازى كه مردى خيرخواه است ، انفاذ سپاه را موقوف داشته ، دو نفر از بزرگان قزلباش را حاكم فارس نموده ، روانه نموديم ، شما هم بر مال و عيال خود ، رحم كرده ، در اطاعت آنها شويد و بعد از ورود حاكم ، دو روزى نگذشته كه جناب ميرزا مهدى نسابه شيخ الاسلام كه در شيراز مبسوط اليد بود ، اجامره و اوباش را جمع كرده در منزل آقا خان و امام قلى خان فرستاده ،

--> ( 1 ) . ( و هفت سال ايام حبس وى طول كشيد ) . تاريخ ايران ، ملكم ، ج 1 ، ص 210 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 503 : محل حبس وى را ( عمارت آئينه‌خانه مشهور به اندرون اشرف ) مىداند . ( 2 ) . در تاريخ ايران ، ج 1 ، ص 210 : ( مدت سلطنت او بيست و هشت سال بود ) . اما روضة الصفا ، ج 8 ، ص 505 : مدت پادشاهى او را ( سى سال ) مىداند . ( 3 ) . ر ك : تاريخ ايران ، ملكم ، ج 1 ، ص 210 . ( 4 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 505 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 15 ، و دره نادرى ، ص 155 . ( 6 ) . در متن : ( تحديد ) .